السيد الطباطبائي
50
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
اما تعبير ديگرى از نفس در قرآن و حديث هست كه انسان را داراى دو نفس مىداند : نفس امّاره و نفس لوّامه . نفس امّاره عبارت است از همان روح غريزى كه در حيوان نيز هست كه نه قانون شناس است و نه جامعه ساز و نه تاريخ ساز و نه توان تشخيص خوب و بد را دارد . و نفس لوّامه كه تشخيص دهنده خوب و بد است همان روح فطرت است . سخن در اين مسئله نيز گسترده تر است كه در ديگر نوشته ها شرح داده ام و تكرار نمى كنم گرچه به دليل ناچارى برخى از مطالب را در اين دفتر تكرار كردم . اصطلاح « قديم » : در كلام مجلسى ( ره ) واژه قديم نيز آمده كه گفت فلاسفه [ ارسطوئيان ] عقل را جوهر مجرّد قديم مى دانند . يكى از اصول ارسطوئى ، قديم بودن مخلوق است و معتقد هستند كه خداوند هرگز بدون مخلوق نبوده است ؛ خدا را قديم ذائى و مخلوق را قديم زمانى ، مى دانند . بهتر است كمى در اين مسئله درنگ كنيم و آن را در دو عرصه بررسى كنيم : 1 - عرص قِدم ذاتى در كنار قِدم زمانى : خداوند قديم ذاتى است يعنى خداى متعال ذاتاً ازلى است . و مخلوق قديم زمانى است يعنى تا « زمان » بوده مخلوق نيز بوده است . اين سخن از يك ديدگاه درست است زيرا خود « زمان » پديده و مخلوق خدا است پس : تا زمان بوده مخلوق هم بوده است . اما خود ارسطوئيان اين ديدگاه را در اين مسئله نمى پذيرند . زيرا مطابق مبانى خودشان با اشكال هاى زير مواجه مىشود : الف : آنان به « صدور » معتقد هستند و به نظرشان اولين شيئى كه از وجود خدا ( نعوذ بالله ) صادر شده زمان نيست « عقل اول » است و آن را « واحد بسيط » مى دانند و شعارشان معروف است : الواحد لا يصدر منه الّا الواحد .